حباب
-
تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 9:21
هر چه در تصویر خود بهتر نگاه انداختمxa0 بیشتر آیینه را در اشتباه انداختمxa0 زندگی تصویربود ای عمر ، برگردان به منxa0 سنگ هایی را که در مرداب و ماه انداختمxa0 عشق با من نابرادر بود ، چون عاقل شدم یوسف خود را به دست خود به چاه انداختمxa0 تا دل پرهیزگارم را ببینم توبه کار با شعف خود را در آغوش گناه اند...
چشم به راه
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 17:52
xa0 خدا نه برای خورشید و نه برای زمین بلکه برای گل هایی که برایمان می فرستد چشم به راه پاسخ است . "ماه نو و مرغان آواره " اثر " رابیندرانات تاگور "
با توام آیا افق ها را نباید دوست داشت؟
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 11:34
با توام آیا افق ها را نباید دوست داشت ؟ آسمان و کوه و دریا را نباید دوست داشت ؟ من نمی فهمم چه می گویی ، فقط فهمیده ام خوب ها خوبند و بدها را نباید دوست داشت عشق را با رنج هایش می پرستم ساده است این که می گفتی عشقِ تنها را نباید دوست داشت دل به هر چیزی که می بندم تو مَنعَم می کنی پس بگو هر چیز زیبا ...
از خدایی که هست منظورم
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 11:34
از خدایی که هست منظورم باز احساس می کنم دورم به قسم خورده های شیطانی اگز چه دیگر نمی رسد زورم؟! کمکم می کند ، نمی بینم دست می گیردم، ولی کورم باز هم توبه می کنم اما از همان توبه های مشهورم ای دریغا! فریب داده مرا دل گندم پسند مغرورم ... او در اینجاست خوب می دانم این منم ، منم که مهجورم "نجمه زارع" م...